محمد تقي جعفري
287
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
توضيحات مشروحتر در بارهء شك و اقسام آن به مقدمهء كتاب توضيح و بررسى مصاحبهء راسل - وايت مراجعه فرمائيد 4 - قطعهاى منطقى و قطعهاى تلقينى و قطعهاى فصلى معمولا براى رسيدن به مرحلهء قطع دو عامل وجود دارد : عامل يكم - بازشدن تدريجى واقعيت در ديدگاه آدمى بوسيلهء تكاپوهاى واقعجويانه و مبارزهء جدى با شك و ترديد و عشق به خود واقعيت . اين نوع قطعها را منطقى مىناميم زيرا مطابق منطق واقعيابى بوجود آمده و نوسانات احتمال و شك و ترديد و توهم را پايان داده است . عامل دوم - تلقين واقعيات بر ذهن آدمى به وسيلهء منتفى ساختن انگيزههاى شك و ترديد و توهمات . هر اندازه كه ذهن واقعجوى يك انسان ضعيفتر بوده باشد ، بيشتر تحت تأثير تلقين قرار مىگيرد ، زيرا از يك طرف مىخواهد واقعيت را دريابد و به نوسانات ترديد و احتمال و تخيلات و توهمات پايان بدهد و از طرف ديگر قدرت وصول به واقعيت را يا اصلا ندارد و يا اگر هم قدرت وصول را داشته باشد ، به جهت ناتوانى از گلاويز شدن با نوسانات ترديد و تخيل و احتمال متضاد و توهمها ، خود را از پيش گرفتن راه منطقى قطع ناتوان مىبيند و لذا تحت تأثير تلقين قرار مىگيرد و هر اندازه كه شخصيت تلقين كننده چشمگيرتر بوده باشد ، شخصيت خود را با سرعت بيشتر و همه جانبه تر در اختيار آن شخصيت قرار مىدهد . متأسفانه تعليم و تربيتها معمولا اين پديدهء حياتى را كه گنجايش براى شك و ترديد و پيش گرفتن راه منطقى براى وصول به واقعيتها و فرونشاندن طوفان شك و ترديد مىباشد ، هيچ اهميتى نمىدهند و اغلب انسانها را از ترديد و شك و هضم آن مىترسانند و نمىفهمند كه هراندازه گنجايش ذهن آدمى در برابر جريانات طوفانى بيشتر بوده باشد ، عوامل درك نيرومندتر و قطعهاى او در مسير وصول به واقعيتها منطقىتر و پايدارتر خواهد